تبليغاتX
من چه سبزم امروز


من چه سبزم امروز





















سلام دوستان عزیزم.

 

پست قبلی رو که نوشتم خیلی از نوشته های شما لذت بردم . ممنون که بهترین لحظات زندگیتون رو برام نوشتید... اما باورم نمیشد به زودی بدترین لحظات زندگی رو تجربه کنم. فکر میکنم این روزها یکی از بدترین لحظات زندگی رو تجربه میکنم. بغض رهام نمیکنه. پف چشمهام نمیخوابه. دلم میخواد هرصبح که بیدار میشم ببینم که خاطره این روزها یه کابوس شبانه بوده که وقتی بیدار میشی انگار بهترین لحظه زندگیه... کاش بود... چیزی نمیتونم بگم. فقط برامون دعا کنین. خیلی زیاد...

نوشته شده در دوشنبه 4 آبان1388ساعت 14:5 توسط نرگس| |

 

 - عاشق شدن

- آنقدر بخندی که دلت درد بگیره

- بعد از اینکه از مسافرت برگشتی ببینی هزار تا نامه داری

- برای مسافرت به یک جای خوشگل بری

- به آهنگ مورد علاقت از رادیو گوش بدی

- به رختخواب بری و به صدای بارش بارون گوش بدی

- از حموم که اومدی بیرون ببینی حو له ات گرمه !

- آخرین امتحانت رو پاس کنی

- کسی که معمولا زیاد نمی بینیش ولی دلت می خواد ببینیش بهت تلفن کنه

- توی شلواری که تو سال گذشته ازش استفاده نمی کردی پول پیدا کنی

- برای خودت تو آینه شکلک در بیاری و بهش بخندی !!!

- تلفن نیمه شب داشته باشی که ساعتها هم طول بکشه

- بدون دلیل بخندی

- بطور تصادفی بشنوی که یک نفر داره از شما تعریف می کنه

- از خواب پاشی و ببینی که چند ساعت دیگه هم می تونی بخوابی !

- آهنگی رو گوش کنی که شخص خاصی رو به یاد شما می یاره

- عضو یک تیم باشی

- از بالای تپه به غروب خورشید نگاه کنی 

- دوستای جدید پیدا کنی

- وقتی "اونو" میبینی دلت هری بریزه پایین !

- لحظات خوبی رو با دوستانت سپری کنی

- کسانی رو که دوستشون داری رو خوشحال ببینی
- یه دوست قدیمی رو دوباره ببینید و ببینید که فرقی نکرده

- عصر که شد کنار ساحل قدم بزنی

- یکی رو داشته باشی که بدونید دوستت داره

- یادت بیاد که دوستای احمقت چه کارهای احمقانه ای کردند و بخندی و بخندی و باز هم بخندی

-اینها بهترین لحظه‌های زندگی هستند

قدرشون روبدونیم زندگی یک مشکل نیست که باید حلش کرد بلکه یک هدیه است که باید ازش لذت برد .
وقتی زندگی 100 دلیل برای گریه کردن به تو نشان میده ، تو 1000 دلیل برای خندیدن به اون نشون بده.

"چارلی چاپلین"

 

از نظر شما بهترین لجظات زندگی چه زمانیه ؟ دوست دارم جوابهاتون رو بدونم.

نوشته شده در یکشنبه 5 مهر1388ساعت 9:33 توسط نرگس| |

نوشته شده در دوشنبه 30 شهریور1388ساعت 9:41 توسط نرگس| |

 

بر درت ای مایه ده زندگی             پیشه ما چیست به جز بندگی

آنچه تغیر نپذیرد تویـــی                وانکه نمردست و نمیرد تویی         

کشتم از آن ابر پر آوازه کن            گلشن امید مرا تازه کن
آن عملم بخش که بی گفتنی        پیش تو ارزد پذیرفتنی
ای دو جهان ذره‌ ای از راه تو          هیچ تر از هیچ به درگاه تو
ای به نوازش در خود کرده باز         از من و از طاعت من بی‌ نیاز

 

سلام عزیزانم.

آهنگ بندگی از نعمت اللهی بینهایت زیباست. شنیدم و حالم کلی خوب شد.

این روزها و روزهای آینده ما رو از دعای خیرتون فراموش نکنید.

امیدوارم که روزها و شب های زیبایی در ماه مبارک رمضان پیش رو داشته باشید.

 

نوشته شده در سه شنبه 27 مرداد1388ساعت 10:48 توسط نرگس| |

 

ديدي كه چگونه سودا رنگ شعر گرفت؟!

ديدي كه فرسنگ‌ها فاصله را چگونه با نوازش نگاهي مي‌شود طي كرد و ناديده گرفت؟!

ديدي كه رنج‌هاي كهنه را با ترنمي مي‌شود يكباره فراموش كرد؟!

ديدي كه آزادي لحظه ناب سر سپردن است؟!

ديدي كه عشق يك اتفاق نيست، يك قرار قبلي است، مثل يك تفاهم ازلي.

از ازل بوده و تا ابد ادامه خواهد داشت.

 

سلام عزیزانم. دوستان قدیمی حتما" الیاس- از دوستان وبلاگ نویس - رو می شناسند. ما در شب نیمه شعبان به عقد هم در اومدیم. نمی دونم چند تا از دوستان قدیمی هنوز همکاری وبلاگ نویسی ما یادشونه. توی دهکده جهانی همسرم رو پیدا کردم. توی این روزها بعضی از دوستان خیلی کمکم کردند.

الیاس میگه: در اینجا جا داره سپاسگزاری کنم از دوستان بسیار خوبمون که بودنشون برامون غنیمته و همراهیشون برامون نعمت. دوستهایی که همیشه و همه جا کمکمون کردند و معنی دوستی رو برامون زنده کردند.

نرگس: خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی از دوست گلم هانیه عزیزم (مدیر وبلاگ گل یخ) و نسرین عزیزم که خیلی خیلی توی این روزها ما رو کمک کردند سپاسگزاری میکنم. انشالله که خیلی خیلی زود جبران محبتهاشون رو بتونم بکنم . این سفره قشنگ حاصل زحمت چند روزه هانیه و منه و توی چیدن گلها هم دخترخاله عزیزم کمکم کردند.

بقیه خاطرات رو هم بعداْ میگم. 

الیاس هنوز حرف داره: انشالله بتونیم توی شادیهای دوستان جبران کنیم و یه روزی براشون این اتفاق خوشایند بیافته . ضمناْ من عیالم رو شدیداْ دوست دارم...

نرگس: منم همینطور عزییییییییییییزم.

جای همتون خالی بود. وبلاگ دلشدگان هم آپ شد. به قول الیاس شاد و موفق باشید....

 

نوشته شده در شنبه 17 مرداد1388ساعت 20:42 توسط نرگس| |


Design By : Night Skin